شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۵۲۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نیست درویش آنکه از تاراج عزت بگذردگر گذشتی دارد از ملک قناعت بگذرد
۲
زندگی بی عشق یعنی دانه ای در زیر خاکحیف از اوقاتی که بی شغل محبت بگذرد
۳
بینوایی ذوق بخشیدن نمی داند که چیستآنکه دارد بیشتر عمرش به خجلت بگذرد
۴
پرنیان صبحدم یک چاک پیراهن شودگر ز گلگشت چمن با این نزاکت بگذرد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth