خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۵۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زبان ناله پر از شوخی تحریر می گیرددعا پنداری امشب دامن تأثیر می گیرد
۲
شبنم آیینه دارد در بغل از صبح سرشاریفروغ روشنی دارد چو شمعی دیر می گیرد
۳
چه گلها می توان چید از دل دیوانه مستیکه دستی جام و دستی حلقه زنجیر می گیرد
۴
ز عکس آیینه لافی با دل من می تواند زداگر مرد است جا در بزم بی تصویر می گیرد
صفحهٔ ۱ از ۲