خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۵۶۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز آسمان محبت چه وحی نازل شدکه یاد لاله و گل سنگ شیشه ی دل شد
۲
چمن ز حسن که اعجاز رنگ و بو آموختکه برگ لاله و گل فرد سحر باطل شد
۳
هزار مرحله حسرت هزار قافله رشکسزای خانه به دوشی که صید منزل شد
۴
سر حباب به فتراک موج دریا بستسفینه ای که خطر بار صید ساحل شد؟
صفحهٔ ۱ از ۳