خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۵۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عالم از جلوه تو خرم شدسایه گل آفتاب شبنم شد
۲
دورگردم به قرب می نازمهر که بیگانه گشت محرم شد
۳
زهر بیگانگی چشید و نمردبوالهوس رفته رفته آدم شد
۴
عشق آیینه مآل نماستشادی از اختلاط ما غم شد
صفحهٔ ۱ از ۲