خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۵۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرچه مجنون را محبت از هوس زایل نشدسست همت بین که هر نقش پیش محمل نشد
۲
تا سواد از سطر زنجیر جنون روشن نکردطفل ما را در دبستان دانشی حاصل نشد
۳
در قمار عشق باشد باختن نقش مرادتا کسی را دل نرفت از دست صاحبدل نشد
۴
نذر دیر و کعبه از داغ درون با صد نیازشمعها بردیم تا او شمع هر محفل نشد
صفحهٔ ۱ از ۳