خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۵۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در محبت اشک و آه بی محابا را چه شددل اگر گم گشت سامان دل ما را چه شد
۲
یکزبانی سینه صافیهای دنیا پیشکشزود گرمیهای دیر اهل دنیا را چه شد
۳
هستی ما بیشتر از نیستی مجذوب بودعشق دنیا را چه شد افسوس عقبا را چه شد
۴
کشت ما را آفت یک مور برق خرمن استدانه ما سبزه ما حاصل ما را چه شد
صفحهٔ ۱ از ۲