خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۵۷۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
رفتم از هوش نگاه که به یادم آمدآب گشتم سر راه که به یادم آمد
۲
شد به گلزار جگر ناله من سرو روانقامت جلوه پناه که به یادم آمد
۳
گل کند گل مژه چشم غزالم به نظرشوخی طرف کلاه که به یادم آمد
۴
حیرتت بیخبر آورده به نظاره هجومصف مژگان سیاه که به یادم آمد
صفحهٔ ۱ از ۲