خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۵۷۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کو ذره ای که صد خور بار جفا نداندکو شبنمی که صد گل درس وفا نداند
۲
در گلشن محبت پروانه باغبان استجایی که شعله بارد آب و هوا نداند
۳
شبنم به گل فروشد هر جلوه غبارمبا این بهار دستی کار کیا نداند
۴
چون بوی گل غبارم پر می زند به کوییبال هما نفهمد باد صبا نداند
صفحهٔ ۱ از ۲