خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۵۷۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چشم ما پاک بود پاک حیا می دانددل ما صاف بود صاف وفا می داند
۲
کعبه و دیر وطن گشت و غریبیم هنوزنوبر سجده نکردیم خدا می داند
۳
خاطر نازک حسن آینه عشق نماستهر چه خود می کند از جانب ما می داند
۴
پر زبیگانگی چشم تو رسوا شده ایمبا دل ما غم پنهانی ما می داند
صفحهٔ ۱ از ۲