خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۵۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خاموشی از ترانه ما جوش می زندبیخوابی از فسانه ما جوش می زند
۲
آب و گلش ز موج سراب است گردبادآوارگی ز خانه ما جوش می زند
۳
ساغر به طاق ابروی شمشیر می زنیمخون از شرابخانه ما جوش می زند
۴
صد صبح رستخیز به یاد نگاه تواز باده شبانه ما جوش می زند
صفحهٔ ۱ از ۲