شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۵۹۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دیده را شوخی چشمت دل بیتاب کندخاک را گرد رهت آینه آب کند
۲
سجده وحشی شود از حلقه راحت طلبانگر خم دام ستمهای تو محراب کند؟
۳
نقش پایی که به راهت صدف آبله شدخاک در دیده بیتابی سیماب کند
۴
کشته تیغ نگاهیم خدا می داندخون افسرده ما کار می ناب کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth