خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۶۱۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر سر و کار کسی با دل نبوداینقدرها کارها مشکل نبود
۲
گرد مجنون کی ز صحرا می نشستنقش پای ناقه گر محمل نبود
۳
قاصد آوارگی تا می رسیدگرد ما در دامن منزل نبود
۴
خضر خود می داند وعمر درازما چه می کردیم اگر قاتل نبود
صفحهٔ ۱ از ۲