شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۶۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از شکستن دل ما رام تظلم نشودهر چه خواهد بشود صید ترحم نشود
۲
من و آن همت سرشار که گر خاک خوردتشنه خون دل مرده مردم نشود
۳
سر انصاف سلامت که جگر گوشه ماستدر هم از خصمی دانسته مردم نشود
۴
کرده ام ترک فراموشی دیرینه خویشکز دلم دشمنی اهل وفا گم نشود
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth