شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۶۸۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شراری را نماند جا در آتشنشیند تا دلم تنها در آتش
۲
نظرگاه دل دیوانه ماستتوان کردن تماشاها در آتش
۳
سر و کار دلم با اشک و آه استچه گویم یا در آبم یا در آتش
۴
سر هر موی من پروانه ای بوداگر می سوختم رسوا در آتش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth