خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۷۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
پرکاری معشوق نهان است در این باغهر جلوه ز هر شیوه نشان است در این باغ
۲
صبح طرب از باده کشان است در این باغآن گل که نخندید خزان است در این باغ
۳
هر تازه نهال از خم آغوش نسیمیدر صید نظر تیر و کمان است در این باغ
۴
هر لاله که شبنم زده شوخی داغ استصبحی ز شب وصل عیان است در این باغ
صفحهٔ ۱ از ۴