شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۷۱۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سرگرم داغ دل نکند آرزوی گلعاشق گل نظاره نچیند ز روی گل
۲
گر صبحدم به سیر گلستان گذر کنیچون بوی گل به یاد رود رنگ و بوی گل
۳
زان طره گر مشام صبا مشکبو شودگردد دماغ نافه پریشان ز بوی گل
۴
تا گشته عارضش ز می آتشفشان اسیرخون گشته رنگ در دل پر آرزوی گل
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth