شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۷۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لب تر نکرده از می هستی پیاله امداغ تو کرده گل به گریبان چو لاله ام
۲
تا چون جرس زبان فغانم گشوده انددل گشته است یک گره از تار ناله ام
۳
ساقی زیک پیاله خرابم بهار کوعمر دوباره داد شراب دو ساله ام
۴
شرمنده غنچه ام ز نسیمی نبوده استهرگز گره ز دل نگشوده است لاله ام
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth