شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۷۳۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلی به خاک ره انتظار می بندمزگرد خویش چمن را نگار می بندم
۲
هنوز نو سفر خواریم چه چاره کنمبه خویش تهمتی از اعتبار می بندم
۳
به جان شیشه که دلبستگی نمی دانمز موج باده زبان خمار می بندم
۴
بهار چون نشود نقشبند حیرانینگاه را ز نگاهی نگار می بندم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth