خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۷۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سر و برگ هر شمع یا گل ندارمدل صبر (و) تاب تحمل ندارم
۲
نه سودای آهی نه شوق نگاهیندارم دماغ تغافل ندارم
۳
منم خاک ره گشته سرزمینیکه از آسمان هم تنزل ندارم
۴
چرا تنگدستی کند پایمالمتوکل مگر بر توکل ندارم
صفحهٔ ۱ از ۲