شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۷۴۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دلی زخم انتخاب خنده گل در چمن دارمپریشانی ندارد خاطر جمعی که من دارم
۲
عدم را خنده می‌آید به شوخی‌های تدبیرمز هر تحریک مژگان تو چاکی در کفن دارم
۳
لبم با ناله می جوشد دلم با شعله می رقصدنمی دانم چه می گویم چه حال است اینکه من دارم
۴
به برگ گل نویسم بعد از این مکتوب خاموشیدلم بر باد حیرت رفته با او یک سخن دارم
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth