شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۷۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن را که من زمال جهان محتشم کنمبخشم لباس دردی و داغی کرم کنم
۲
دیوانگی جواب سلامم نمی دهدزین بیشتر بگو زتعین چه کم کنم
۳
از بسکه خاطرم ز دو عالم رمیده بودفرصت نشد که سیر دیار عدم کنم
۴
گر خشم دوست قابل دوزخ شناسدملطفش به خاطر آرم و سیر ارم کنم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth