خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۷۷۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاد چشمی را به افسون رام الفت میکنممینشینم گوشهای تنها فراغت میکنم
۲
ننگ سربازی است امید ترحم داشتنجان فدای جور یار بیمروت میکنم
۳
خاطر من مفلس و گنج روان عشق نیستتکیه بر جمعیت گرد کدورت میکنم
۴
محشر صد زخم ناسور است چاک سینهامخواب خوش در بستر شور قیامت میکنم
صفحهٔ ۱ از ۲