خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۷۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
سیماب توشه سفر خواب کرده ایماین رسم تازه ای است که ما باب کرده ایم
۲
صید اثر هلاک خدنگ دعای ماستیا رب کمان کیست که محراب کرده ایم
۳
شبها به یاد روی تو سیماب اشک رااز گریه شبنم گل مهتاب کرده ایم
۴
دور از تو غیر طعنه آرام می زندغافل که ما چه با دل بیتاب کرده ایم
صفحهٔ ۱ از ۲