خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۸۰۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهانه را پر پرواز می توان کردنبه وضع هر دو جهان ناز می توان کردن
۲
گل سحاب هوا را به دام سبزه کشیدشکار طالع ناساز می توان کردن
۳
اگر نوازش ما ناز بر نمی تابدنظاره غلط انداز می توان کردن
۴
کلید ناله مستانه بی گشادی نیستدری به روی دلی باز می توان کردن
صفحهٔ ۱ از ۲