خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۸۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
قتل ارباب هوس نامزد ناز مکنسوی این قوم نگاه غلط انداز مکن
۲
گوش کم حوصله چون دیده دل محرم نیستمکش از رشک مرا لب به سخن باز مکن
۳
برگریزان پر و بال بهار دگر استدر چمن خاک شو ای بلبل و پرواز مکن
۴
بی زبان باش تنک ظرف تر از شیشه نه ایتا نگردد جگرت خون سخن آغاز مکن
صفحهٔ ۱ از ۲