شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۸۱۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مبین خوار اگر هست اگر نیستم مننظر کن که در آتش کیستم من
۲
اگر ضامن یک جهان انتقاممکه خندید آیا که نگریستم من
۳
همه حیرتم سر به سر انفعالمنه عاقل نه دیوانه ام چیستم من
۴
مشو ای فلک هرزه بدنام قتلمهمین بس که دور از رخی زیستم من
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth