شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۸۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نمی دانم زبان دادخواهیگرفتار توام خواهی نخواهی
۲
اگر صیقل گر لطفت نباشدچه خواهم کرد با این رو سیاهی
۳
قناعت می دهد داد دل مادر این کشور گدایی پادشاهی
۴
دماغ دشمنی با کس ندارمخجالت می کشم از کینه خواهی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth