شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۶۹

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جز آه و ناله از دل دیوانه برنخاستغیر از صدای جغد ز ویرانه برنخاست
۲
غم از دلم به ناخن سعی کسی نرفتهرگز غبار آینه از شانه برنخاست
۳
زاهد فسرده است و گرنه کدام دلدر بزم او نشست که دیوانه برنخاست
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth