خلوتی با اسیر شهرستانی
شمارهٔ ۷۰
غزلیات ناتمام
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون دلم دیوانه عاقل نمایی برنخاستهمچو اشکم عقده مشکل گشایی برنخاست
۲
زنگ شرکت برنتابد باطن روشندلانتا سکندر خاک شد آیینه رایی برنخاست
۳
برق تازیهای عمر است اینکه در راه طلبرهروان را چون نگه آواز پایی برنخاست
صفحهٔ ۱ از ۱