شعر را زندگی کن
خلوتی با اسیر شهرستانی

شمارهٔ ۲۴۱

غزلیات ناتمام

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرفتم او گذاری بر سر بیمار می‌آردکجا دل طاقت حیرانی دیدار می‌آرد
۲
ز راز دل حجاب عشق می‌بندد زبانم راترحم با منش هرگاه در گفتار می‌آرد
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth