خلوتی با حیدر شیرازی
شمارهٔ ۵ - و له ایضا
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ملک ملک ملاحت، شه خوبان خطا!ریختی خون دل سوخته، بی جرم و خطا
۲
گفتم از ملک ملک شاد شوم، عقلم گفتبه سراپردهٔ سلطان نرسد دست گدا
۳
گرد کوهت چه عجب گر چو کمر می گردمکز چه باشد تن و اندام تو در بند قبا
۴
سینه از فرقت معشوقه کنم چون آتشدیده از حسرت دردانه کنم چون دریا
صفحهٔ ۱ از ۳