خلوتی با حیدر شیرازی
شمارهٔ ۷ - و له ایضا
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
مطرب بزن نوایی، ساقی بده شرابیاز تشنگی بمُردم بر آتشم زن آبی
۲
تا من خیال رویت دیدم به خواب مستیاز حسرت خیالت راضی شدم به خوابی
۳
گر سر ز پای اسبت از دست غم بتابمدر گردنم درافکن از زلف خود طنابی
۴
از خال همچو دانه کام دلم برآورکز آب دیدگانم می گردد آسیابی
صفحهٔ ۱ از ۳