شعر را زندگی کن
خلوتی با حیدر شیرازی

شمارهٔ ۳۵ - در فراق

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
درمان دل خسته ندانم ز که جویمیا حال پریشانی خاطر به که گویم
۲
خود با که توان گفت که در آتش هجرانخوناب دل و دیده چه آورد به رویم
۳
تا سر بودم بر سر زانو نهم از غمتا جان بودم در طلب وصل بپویم
۴
ترک سر و زر گویم و روی از تو نتابمرخسار به خون شویم و دست از تو نشویم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth