خلوتی با حیدر شیرازی
شمارهٔ ۳۶ - و له ایضا
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل! به جهان معتکف کوی فلان باشدر بندگی حضرت او بسته میان باش
۲
تا نور رخ آن مه بی مهر ببینیای چشم ستم دیده! همیشه نگران باش
۳
گر سنگ زند یار و گرت تنگ کند دلرو در بر آن سنگ دل تنگ دهان باش
۴
تا دیده ی بی دیده نبیند رخ خوبترو همچو من از دیده ی بی دیده نهان باش
صفحهٔ ۱ از ۲