خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۶۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
وشاقی اعجمی با دشنه در دستبه خون آلوده دست و زلف چون شست
۲
کمر بسته کله کژ برنهادهگره بر ابرو و پر خشم و سرمست
۳
درآمد در میان خرقهپوشانبه کس در ننگرست از پای ننشست
۴
بزد یک دشنه بر دل پیر ما رادلش بگشاد و زناریش بربست
صفحهٔ ۱ از ۴