خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
همه عالم خروش و جوش از آن استکه معشوقی چنین پیدا، نهان است
۲
ز هر یک ذره خورشیدی مهیاستز هر یک قطرهای بحری روان است
۳
اگر یک ذره را دل برشکافیببینی تا که اندر وی چه جان است
۴
از آن اجسام پیوسته است درهمکه هر ذره به دیگر مهربان است
صفحهٔ ۱ از ۲