شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چون دلبر من سبز خط و پسته دهان استدل بر خط حکمش چو قلم بسته میان است
۲
سرسبزی خطش همه سرسبزی خلق استشور لب لعلش همه شیرینی جان است
۳
نقاش که بنگاشت رخ او به تعجباز غایت حسن رخش انگشت‌گزان است
۴
جانا نبرم جان ز تو زیرا که تو ترکیوابروی تو، در تیر زدن سخت کمان است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth