شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۹۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خراباتی است پر رندان سرمستز سر مستی همه نه نیست و نه هست
۲
فرو رفته همه در آب تاریکبرآورده همه در کافری دست
۳
همه فارغ ز امروز و ز فرداهمه آزاد از هشیار و از مست
۴
مگر افتاد پیر ما بر آن قوممرقع چاک زد زنار در بست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth