شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۱۲۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آیینهٔ تو سیاه روی استاو را چه خبر که ماه‌روی است
۲
آن آینه می‌زدای پیوستکورا گه پشت و گاه روی است
۳
آن پشت ز عشق روی گردانگر کرده تو را به راه روی است
۴
کز عشق چو آفتاب گرددهر ذره اگر سیاه‌روی است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth