شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۱۲۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در عشق تو عقل سرنگون گشتجان نیز خلاصهٔ جنون گشت
۲
خود حال دلم چگونه گویمکان کار به جان رسیده چون گشت
۳
بر خاک درت به زاری زاراز بس که به خون بگشت خون گشت
۴
خون دل ماست یا دل ماستخونی که ز دیده‌ها برون گشت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth