خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۱۲۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا دل من راه جانان بازیافتگوهری در پردهٔ جان بازیافت
۲
دل که ره میجست در وادی عشقخویش را گم کرد ره زان بازیافت
۳
هر که از دشواری هستی برستآنچه مقصود است آسان بازیافت
۴
یک شبی درتاخت دل مست و خرابراه آن زلف پریشان بازیافت
صفحهٔ ۱ از ۳