خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۱۳۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
آتش سودای تو عالم جان در گرفتسوز دل عاشقان هر دو جهان در گرفت
۲
جان که فرو شد به عشق زندهٔ جاوید گشتدل که بدانست حال ماتم جان در گرفت
۳
از پس چندین هزار پرده که در پیش بودروی تو یک شعله زد کون و مکان در گرفت
۴
چون تو برانداختی برقع عزت ز پیشجان متحیر بماند عقل فغان در گرفت
صفحهٔ ۱ از ۳