شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۱۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گر نبودی در جهان امکان گفتکی توانستی گل معنی شکفت
۲
جان ما را تا به حق شد چشم بازبس که گفت و بس گل معنی که رفت
۳
بی قراری پیشه کرد و روز و شبیک نفس ننشست و یک ساعت نخفت
۴
بس گهر کز قعر دریای ضمیربر سر آورد و به خون دل بسفت
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth