شعر را زندگی کن
خلوتی با عطار

غزل شمارهٔ ۱۵۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیر ما بار دگر روی به خمار نهادخط به دین برزد و سر بر خط کفار نهاد
۲
خرقه آتش زد و در حلقهٔ دین بر سر جمعخرقهٔ سوخته در حلقهٔ زنار نهاد
۳
در بن دیر مغان در بر مشتی اوباشسر فرو برد و سر اندر پی این کار نهاد
۴
درد خمار بنوشید و دل از دست بدادمی‌خوران نعره‌زنان روی به بازار نهاد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth