خلوتی با عطار
غزل شمارهٔ ۱۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فرو رفتم به دریایی که نه پای و نه سر داردولی هر قطرهای از وی به صد دریا اثر دارد
۲
ز عقل و جان و دین و دل به کلی بی خبر گرددکسی کز سر این دریا سر مویی خبر دارد
۳
چه گردی گرد این دریا که هر کو مردتر افتدازین دریا به هر ساعت تحیر بیشتر دارد
۴
تورا با جان مادرزاد ره نبود درین دریاکسی این بحر را شاید که او جانی دگر دارد
صفحهٔ ۱ از ۳