شعر را زندگی کن
خلوتی با فرخی یزدی

شمارهٔ ۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کیست در شهر که از دست غمت داد نداشتهیچکس همچو تو بیدادگری یاد نداشت
۲
گوش فریاد شنو نیست خدایا در شهرورنه از دست تو کس نیست که فریاد نداشت
۳
خوش به گل درد دل خویش به افغان می گفتمرغ بیدل خبر از حیله صیاد نداشت
۴
عشق در کوه کنی داد نشان قدرت خویشورنه این مایه هنر تیشه فرهاد نداشت
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth