خلوتی با فرخی یزدی
شمارهٔ ۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گرچه مجنونم و صحرای جنون جای من استلیک دیوانهتر از من دلِ شیدای من است
۲
آخر از راه دل و دیده سر آرد بیروننیش آن خار که از دست تو در پای من است
۳
رخت بربست ز دل شادی و هنگام وداعبا غمت گفت که یا جای تو یا جای من است
۴
جامهای را که به خون رنگ نمودم امروزبر جفاکاری تو شاهد فردای من است
صفحهٔ ۱ از ۲