شعر را زندگی کن
خلوتی با فرخی یزدی

شمارهٔ ۸۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سراپا کاخ این زورآوران گر زیوری داردولی بزم تهی دستان صفای دیگری دارد
۲
نیارد باد امشب خاک راهش را برای مامگر در رهگذار او کسی چشم تری دارد
۳
نگار من مسلمان است و در عین مسلمانیبه محراب دو ابرو چشم مست کافری دارد
۴
مکن هرگز بدی با ناتوانان از توانائیکه گیتی بهر خوب و زشت مردم دفتری دارد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth