خلوتی با فرخی یزدی
شمارهٔ ۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بهار آمد و در جام باده باید کردبه فکر ساده من فکر ساده باید کرد
۲
به سرسپرده خود عارفی چه خوش می گفتکه دستگیری از پا فتاده باید کرد
۳
بر اسب پیلتن ای شه اگر سوار شدیتفقدی به گدای پیاده باید کرد
۴
هزار عقده گشاید اراده و تصمیمپی گرفتن تصمیم اراده باید کرد
صفحهٔ ۱ از ۲