خلوتی با فرخی یزدی
شمارهٔ ۹۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کاخِ جورِ تو گر از سیم بنایی داردکلبهٔ بیدرِ ما نیز صفایی دارد
۲
همچو نی با دلِ سوراخ کند ناله ز سوزبینوایی که چو من شور و نوایی دارد
۳
در غمِ عشق تو مردیم و ننالیم که مَردنکند ناله ز دردی که دوایی دارد
۴
پا نهد بر سر خوبانِ جهان شانهصفتهر که دست و هنرِ عقدهگشایی دارد
صفحهٔ ۱ از ۲